X
تبلیغات
ایستگاه ادبیات مدرسه نمونه دولتی اتحاد - ماجرای یک سفر خیالی

ایستگاه ادبیات مدرسه نمونه دولتی اتحاد

ادبیات
 
 
 

شب بود خدا دامن سیاه آسمان را با مروارید های درخشانی آراسته بود از پنجره اتاق به ستاره ها نگاه می کردم من و آنها با یکدیگر دوست هستیم و هرشب با همدیگر حرف میزنیم. در همین فکر و خیال ها بودم که ناگهان با صدای عجیبی به خودم آمدم به حیاط که نگاه کردم با صحنه عجیبی روبه رو شدم. یک سفینه از جنس شهاب سنگ که چراغ های سبز رنگی داشت با صدای عجیبی گفت: لطفا وارد شوید. بهت زده وارد شدم و به اطرافم نگاهی کردم. سفینه داشت آرام آرام به سوی آسمان می رفت. با حیرت به اطرافم خیره شدم آسمان مثل دریایی بود که ماهی هایش شهاب سنگ ها و مروارید هایش ستاره ها و سیاره ها بودند. محو زیبایی آن شدم که ناگهان چراغ های سبز رنگ سفینه خاموش شد و سفینه اعلام کرد: لطفا خارج شوید. با ترس و لرز به بیرون رفتم . باورم نمیشد من می توانستم مثل پرنده ها پرواز کنم .

حالا می فهمیدم چرا انسان ها این قدر عمرشان را برای پرواز کردن صرف کردند. و بالاخره این هواپیما ها را ساخته اند. به این طرف و آن طرف می چرخیدم , شهاب سنگ ها با سرعت رد می شدند و برایم دست تکان می دادند و میرفتند. آن شب در آسمان به مناسبت تولد زحل جشنی برپا بود بیشتر سیاره ها دور هم جمع شدند و زحل را غافلگیر کردند . مریخ برای زحل یک بسته خاک قرمز رنگ آورد, مشتری دست ودلبازی به خرج داد و یکی از شانزده ماهایش را به زحل هدیه کرد, اورانوس ونپتون به صورت شریکی با یک تابلو نقاشی از جنس گاز زحل را خوشحال کردند. پولوتو هم , چون راهش دور است و نتوانست که بیاید با پست پیشتاز که همان سیارک ها بوددند یک جعبه گواش فرستاد . زمین نیز به خاطر ما انسان ها که ریه هایش را با دود آلوده می کنیم کسالت داشت و نتوانست خودش را به مهمانی برساند. خورشید نیز چون نمی تواند حرکت کند فقط سلامش را به وسیله ی عطارد و زهره به زحل رسانده بود.

بعد ازجشن با سیاره ها به شهر بازی فضا رفتیم . من روی حلقه یک سیاره ناشناس نشستم ومثل چرخ وفلک دور خودم چرخیدم سرعت آن آنقدر زیاد بود که به طرف یک ستاره دنباله دار پرت شدم وهمان طور با سیاره ها خداحافظی کردم و با آن ستاره دنباله دار به زمین بازگشتم . این ماجرای سفر خیالی من بود نمی دانم در کنار پنجره رو به آسمان این خیالات به سرم زد یا اینکه در خواب در فضا سیر و سفر می کردم اما هرچه بود من هنوز هم فکر میکنم ” ستاره ها دوستان مهربانی هستند که دوستی با آنها به سادگی نگاه کردن به آسمان است“

نویسنده:مبینا عباسی

نوشته شده توسط نازنین صیادجو. مریم گیتی زاده |  در چهارشنبه دوازدهم آبان 1389 | 

pctfx3.3

Sunset Template

مركز طراحي و توسعه سي دي هاي مولتي مديا مركز طراحي و توسعه وب مركز طراحي قالبهاي حرفه اي وب سايت گروه طراحي چندرسانه اي Multimedia CD Catalogues وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Download Free Blog Templates Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog Iran Domain Registration

ثبت دامنه میزبانی وب ثبت سایت دامنه فارسی